تبلیغات
* اقتصاد از تئوری تا کاربرد ...* - پیش از ترجمه ی کتاب ابتدا از ناشر اجازه بگیرید !
 
درباره وبلاگ


خنك آنكه چشمش بخسبد و دلش نخسبد ...

وای برآنكه چشمش نخسبد و دلش بخسبد

(((( مولانا))))

ایمیل مدیر : Ahmadifard1990@yahoo.com

مدیر وبلاگ : مصیب احمدی فرد
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


4 International Colleges & Universities
پرتال اخبار دانشگاهی free counters




Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ابزار وب

* اقتصاد از تئوری تا کاربرد ...*
ارزشمندترین دارایی هر بنگاه اقتصادی ، انسان است.




 بعضی از استادان، کتاب‌ها و نرم‌افزارهای غیرآزاد را به طور آشکار، برای دانلود، روی سایت دانشگاهی‌شان قرار می‌دهند. در این نوشته، می‌خواهیم در مورد یکی  از موارد نقض قانون کپی‌رایت بنویسیم.

در کشورهایی که قانون کپی‌رایت در آن‌ها به درستی اجرا می‌شود، اگر فردی بخواهد یک کتاب خارجی را ترجمه کند، ابتدا با یک ناشر (محلی) صحبت می‌کند؛ سپس آن ناشر، با ناشر آن کتاب (خارجی)، وارد مذاکره می‌شود و روی قیمت، تیراژ کتاب و مسائل دیگر به توافق می‌رسند و بعد از آن است که مترجم شروع به ترجمه کتاب می‌کند. به عبارت دیگر، ابتدا از ناشر اجازه می‌گیرند و بعد از پرداخت حق امتیاز کتاب، کار شروع می‌شود.

اما در ایران، در بیشتر موارد، اجازه‌ای از ناشر گرفته نمی‌شود و ناشر آن کتاب، حتی روحش هم از ترجمه کتابش، خبر ندارد. در این حالت، اگر نویسنده کتاب، مترجم و یا ناشر ایرانی یا خارجی، سرشناس نباشند، در بیشتر مواقع، خبر آن به گوش نویسنده و یا ناشر خارجی نمی‌رسد؛ اما اگر یک یا چند مورد از این موارد، شناخته‌شده باشند، به لطف اینترنت، نویسنده و ناشر خارجی، باخبر می‌شوند و اینجاست که پرونده‌مان در نقض قانون کپی‌رایت‌ سنگین‌تر می‌شود. درست است که به دلیل امضا نکردن پیمان‌نامه بِرن از طرف ایران، نویسنده و ناشر نمی‌توانند مترجم و ناشر ایرانی را تحت پیگرد قانونی قرار دهند، اما قبول کنیم این کار، وجهه بین‌المللی ایران را در عرصه فرهنگ، تضعیف می‌کند.

به دلیل علاقه بسیار زیادی که به علم حروف‌چینی و صفحه‌آرایی دارم و همچنین به خاطر چاپ کتاب خودم، با بعضی از ناشران دانشگاهی سر و کار داشته‌ام. متاسفانه بارها دیده‌ام که مترجم و ناشر، نه تنها اجازه‌ای از ناشر خارجی نمی‌گیرند، بلکه حتی زحمت خریدن یک نسخه اصلی از کتاب را هم به خود نمی‌دهند؛ یعنی کتاب را از سایت‌های غیرقانونی دانلود کتاب، دانلود می‌کنند و بدون هیچ کار اضافه‌ای، شروع به ترجمه می‌کنند.

دلیل ترجمه بدون اجازه

اولین دلیلی که مترجمان و ناشران ایرانی برای اجازه نگرفتن از ناشر خارجی دارند، این است که می‌گویند ناشر خارجی، قیمت بالایی را درخواست می‌کند و به خاطر همین، ترجمه کتاب، صرف نمی‌کند. درست است که این وضعیت در مورد بعضی از کتاب‌ها، صدق می‌کند؛ اما خوشبختانه همیشه این‌طور نیست. بگذارید تجربه خودم از تماس با یک ناشر خارجی را برای‌تان بازگو کنم:

چند وقت پیش، یکی از دوستان بسیار عزیزم، من را با کتاب THE NUMBER DEVIL آشنا کرد و یک جلد از آن را در اختیارم گذاشت و تشویقم کرد که کتاب را به فارسی، ترجمه کنم. این کتاب، توسط یک نویسنده بسیار سرشناس آلمانی به نام Hans Magnus Enzensberger نوشته شده و زمانی در اروپا، پرفروش‌ترین  (Best Seller) کتاب بوده است و تا به حال، به ۲۲ زبان زنده دنیا ترجمه شده است. بعد از خواندن کتاب، برای ترجمه آن به فارسی، علاقه‌مند شدم و بنابراین برای گرفتن اجازه ترجمه، با ناشر آلمانی کتاب تماس گرفتم. ابتدا ای‌میل زیر را دریافت کردم:

Dear …,
Mrs. Josiger forwarded your mail to me as I’m in charge of the Children’s books list at HANSER.
I’m pleased to hear that you are interested in translating DER ZAHLENTEUFEL (THE NUMBER DEVIL) by H.M. Enzensberger from German to Persian.
However we do not grant translation rights to translators directly, but only to Publishers. Further to this, we only allow to publish the text together with the coloured illustrations. Perhaps you can contact some educational publishers in order to convince them, to publish the book?
All best wishes,
Anne Brans

همان‌طور که می‌بینید، در ای‌میل گفته شده است که «ما به طور مستقیم به مترجمان اجازه ترجمه نمی‌دهیم؛ بلکه طرف ما، ناشران هستند» که کاملاً بدیهی است؛ اما با این حال، در ای‌میل بعدی از آن‌ها خواستم که قیمت تقریبی برای دادن اجازه ترجمه را اعلام کنند:

Dear …,
the license fee depends on the conditions, on the number of printed copies and the retail price. I assume between 300 and 500 Euro…. But I have to know first the details…
The CD of the printing data costs 190,- Euro plus courier costs.
At least we are open to discuss the terms depending on the conditions.
All best wishes,
Anne

همان‌طور که می‌بیند قیمت ۳۰۰-۵۰۰ یورو برای آن زمان که هر یورو، معادل ۱۲۸۰ تومان بود، قیمت زیادی نبود و هر کسی می‌توانست از عهده‌اش بر بیاید و لذا با وجدان راحت، شروع به ترجمه کند. علاوه بر این، در ای‌میل نوشته شده است که یک سی‌دی حاوی تمام شکل‌های کتاب را هم در اختیارم می‌گذارند که بسیار به کارم می‌آمد؛ زیرا اگر دقت کرده باشید، بیشتر کتاب‌های ترجمه شده به فارسی، چون بدون اجازه از ناشر ترجمه شده‌اند و طبیعتاً شکل‌ها و عکس‌های کتاب را از خود ناشر نگرفته‌اند، شکل‌ها، عکس‌ها و نمودارهایش همگی اسکن‌شده هستند که در بیشتر موارد، دارای کیفیت بسیار پایین بوده و گاهی اصلاً قابل استفاده نیستند. البته قبول دارم که قیمت گفته شده در حال حاضر، کمی مشکل‌ساز است؛ و امیدواریم فکری به حال کاهش شدید قیمت ریال نسبت به ارز شود.

خلاصه آنکه اگر قصد ترجمه کتابی دارید، بهتر است قبل از شروع به کار، با ناشر کتاب، تماس بگیرید و موافقتش را جلب کنید. در این حالت، هم شرط ادب و اخلاق را رعایت کرده‌اید و هم با وجدان راحت، یک اثر فرهنگی پاک را به دیگران هدیه می‌دهید. دیدگاه شما چیست؟ آیا با گرفتن اجازه از ناشر، موافقید؟

با تشکر از وبلاگ پانویس





نوع مطلب :
برچسب ها : اصول ترجمه، سبک ترجمه، حق کپی رایت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 آذر 1393 :: نویسنده : مصیب احمدی فرد
نظرات ()
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:25 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I
find this topic to be actually something that I think I would never understand.

It seems too complex and very broad for me. I'm looking forward for
your next post, I will try to get the hang of it!
یکشنبه 8 مرداد 1396 01:28 ق.ظ
Thanks , I have just been searching for information about this topic for a long time and yours is the greatest I have
found out so far. But, what in regards to the bottom line?
Are you positive concerning the supply?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر